|
سال ۱۳۸۸ شاهد وقوع
رخدادهای مهم و دردناکی در خیابانهای تهران بود. زمانی که این خیابانها در
همهجای دنیا نشان داده میشدند و همه میخواستند بدانند در آن پیادهروها و
کنار آن دیوارها چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است؛ ابری از ابهام واقعیت این
اتفاقات را از ما پنهان و توانایی درک واقعیت را آنگونه که بود از ما سلب میکرد.
اما این ابر بارها به واسطه نشر تصاویر فوری و اتفاقی کنار رفت، مستندهای
آماتوری پرده از زندگیای برداشتند که از تصاویری که آن را روایت میکردند
عظیمتر و مهمتر بود. تصاویر لحظاتی ممنوعه که در غیاب یک تصویر کلی از واقعیت
اهمیت فراوانی یافته و به شمایلهایی در خور اتفاقات پیش آمده تغییر شکل پیدا
کرده بودند.
اما یک چیز قطعی بود: این خیابانها مملو از جمعیت بودند، سیل بیپایان مردم
آنها را پر کرده بود طوری که کف خیابان در ازدحام این پیکرهها دیده نمیشد.
|